جستار پیش رو برآن است تا تاثیر پست صهیونیسم را به عنوان یک گفتمان انتقادی بر تحولات جامعه اسراییل مورد کنکاش قرار دهد. نویسندگان با استفاده از رویکرد انتقادی دیالکتیک نفی آدورنو به دنبال نشانه روی به آن گره گاه هایی است که مدافع و پشتیبان نوع خاصی از مناسبات میان سوژه و ابژه هستند. در پاسخ به این پرسش که آیا اندیشه و جنبش پساصهیونیسم به عنوان یک رویکرد انتقادی می تواند گسست اساسی در اندیشه صهیونیسم محسوب شود و تاثیر مخربی بر جامعه و رژیم اشغالگر اسراییل بگذارد، فرضیه این گونه مطرح شده است که برخلاف تصور برخی پژوهشگران، رویکرد انتقادی پساصهیونیسم نمی تواند چنین چالشی ایجاد نماید. این امر ناشی از دو مساله است: نخست اینکه از لحاظ شناختی و عملی، ماهیت اندیشه پساصهیونیستی چیزی فراتر از همسانی و فراتر از تناقض است؛ این امر با همبودگی تنوع خواهد بود دوم عدم توجه گفتمان پس تصهیونیستی به تغییر اجتماعی در متن صور تاریخی مشخص آن را به سمت تجرید از فرایند تاریخی و نفی انتزاعی سوق داده است