کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه خوارزمی و پژوهشگر مرکز بین المللی مطالعات صلح
چکیده
از آنجا که سیاست بین الملل هنوز بر اساس مفاهیم سنتی و اصلی تعریف می شود، پدیده قدرت نیز یکی از مفاهیمی است که هم چنان تحت سیطره مکتب واقع گرایی به عنوان پارادایم غالب روابط بین الملل قرار دارد. هر چند طرح مفهوم قدرت نرم توسط جوزف نای پس از نزدیک به دو دهه توانست در ادبیات دانشگاهی و همچنین بخشی از سیاست خارجی کشورها جای خود را در میان مفاهیم اصلی باز کند و از این فرضیه ساده در مورد قدرت فراتر رود و نقش هنجارها و ارز ش ها را در اعمال قدرت بشناساند، اما متعاقب آن، نقدها و انتقاداتی را نیز از سوی تحلیل گران متوجه خود ساخت. استدلال نویسنده در مقاله حاضر این است که هرچند قدرت نرم سعی دارد پویایی قدرت و سیاست را در بعدی دیگر عملیاتی سازد و بتواند در سیاست خارجی کشورها و در تامین منافع ملی تاثیرگذار باشد، اما به این دلیل که قدرتی فرهنگی اجتماعی و متعلق به حوزه غیررسمی سیاست است، به تنهایی و بدون استفاده از قدرت اجباری سخت و بسترهای مادی قدرت نمی تواند اثرگذار و هدایتگر بازیگران نظام بین الملل باشد.