دانشجوى دکترى روابط بین الملل و عضو هیئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى واحد همدان
چکیده
با بروز وقایع تاثیرگذاری چون 11 سپتامبر و و حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 سوالات مهمی، در مورد اعتبار نظریه های مختلف روابط بین الملل در تجزیه و تحلیل و تبین رویدادهای بین المللی مطرح شد. با این وجود، در شرایط خاص آن زمان و ابهاماتی که کارشناسان در مورد اهداف و مقاصد دولت بوش داشتند، عملاً شرایط برای ارزیابی نظریه های مختلف روابط بین الملل چندان مهیا نبود. در حال حاضر، پس از گذشت تقریباً یک دهه از رویدادهای ذکر شده، کنار رفتن دولت بوش و شرایط سیاسی و امنیتی کنونی افغانستان، شرایط برای تحلیل و ارزیابی توانایی های نظریه های روابط بین الملل در تبین این پدیده بیش از گذشته مهیا شده است. در این راستا، نگاه به اقدامات آمریکا در افغانستان وتحولات حادث شده در این کشور طی ده سال گذشته نشان می دهد که واقع گرایی و لیبرالیسم به عنوان نظریه های مسلط روابط بین الملل به تنهایی نمی توانند بخش اعظم این تحولات را تبیین نمایند در مقابل ترکیبی از این دو در قالب نظریه «واقع گرایی مردم سالار» یا «لیبرالیسم مداخله جو» که اخیرا از آنها تحت عنوان «نئو محافظه کاری» یاد می شود، در این زمینه راه گشا باشد.