مقاله حاضر پس از تشریح مختصر نظریه پایان تاریخ و اندیشه نومحافظه کاری به تبیین مواضع سیاسی فکویاما پیش و پس از حمله به عراق می پردازد. فوکویاما که در ابتدا در جرگه نومحافظه کاران قرار داشت و به همراه سرشناس ترین اعضای این نحله فکری با امضای نامه ای سرگشاده در 3 آوریل 2002 خطاب به بوش به صراحت از وی خواستند تا در اجرای برنامه جهت حذف صدام تسریع کند پس از مدتی جزو نخستین منتقدات جنگ عراق قرار گرفت و از جریان نومحافظه کاری تبری جست. وی در چرخش جدید خود سعی در آسیب شناسی عملکرد نومحافظه کاران و سیاست خارجی جورج بوش نموده، خواهان استفاده از قدرت نرم، تکثر، تنوع و احترام به نهادهای بین المللی است.