با اعلام فلسطین بهعنوان سرزمین موعود و آغاز مهاجرت یهودیان به این منطقه، همواره یکی از مباحث مورد مناقشه، توسعهطلبی رژیم صهیونیستی نسبت به اراضی فلسطینیان بوده است. این رژیم به دلیل محدودیت جغرافیایی و اندیشههای نژادپرستانه، همواره به دنبال توسعهی سرزمینی بوده و با بهکارگیری سیاستهایی همچون اشغال نظامی، تخریب مناطق مسکونی، اخراج سکنه اصلی سرزمینهای اشغالی، شهرکسازی و یهودیسازی مناطق اشغالی این هدف را دنبال نموده است. این در حالی است که این اقدامات مضاف بر اینکه ناقض قواعد عرفی و قراردادی بینالمللی هستند، نتایجی پر مخاطره در جهت نهادینه کردن پدیده اشغال و تخریب عامدانه مناطق مسکونی شهروندان فلسطینی به همراه داشتهاند. به دیگر سخن، این اقدامات افزون بر آثار مادی و حقوقی، آثار انسانی، روانی و هویتی ناشی از بیخانمانی آوارگان را نیز به دنبال خواهد داشت. هدف اصلی نوشتار حاضر که با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا انجام گرفته، بررسی آثار روانی و هویتی این مسئله و بهطور مشخص تخریب عامدانه منزل توسط دیگری و آسیبهای روانی و شخصیتی حاصل از آن و در نهایت تأثیری که این امر بر هویت سکنه سرزمینهای اشغالی گذارده است، میباشد. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که مکان جغرافیایی (سرزمین) در سطح کلان و خانه در سطح خرد، دارای نقش و جایگاه ویژهای در بازتولید هویت ملی برای سکنه سرزمینهای اشغالی هستند.