از جمله الگوهای تحلیلی مناسبی که میتواند در تجزیه و تحلیل سیاست امنیتی اسراییل مورد توجه قرار گیرد،رابطه قومیت با صلح و امنیت در این جامعه است که معمولا در پرتو تصور یکدستی قومی جامعه یهود، کمتر بدان پرداخته شده است. ب. تحول در لایههای اجتماعی با تأمل در تحولات تاریخی پیشین که در دو قسمت قبلی این نوشتار بدانها اشاره شد، معلوم میگردد که مبارزه اسراییل برضد اعراب،دارای یک نقطه اتکای قومی نیز است؛بدین معنا که بررسیها حکایت از آن دارند که نقش اصلی در تصمیمگیریهای حساس مربوط به برخورد با فلسطینیها-اعم از درگیری یا صلح-برعهده«اشکنازیها»بوده است. این واقعیت که «میزراحی»های تازه به دوران رسیده-در قیاس با اشکنازیهایی که بهطور سنتی از سلطه بیشتری در جامعه اسراییل برخوردار بودند-به گونهای متفاوت به مقوله صلح و امنیت مینگریستند،رمز درک و تحلیل بسیاری از تصمیمات و استراتژیهایی است که در این دهه و سالهای بعدی -تاکنون -از سوی دولت اسراییل اخذ گردیده است. «ماروه» که خود چند روز پیش در طی یک عملیات تلافیجویانه از سوی فلسطینیهای معترض، مصدوم گردیده بود و یک پایش را از دست داده بود، نخستوزیر را برای عدم پذیرش صلح و استمرار حوادثی از این قبیل که ایمنی شهروندان اسراییل را به خود افکنده بود،مورد نقد قرار داد....