در طول نیم قرن گذشته ایالات متحده آمریکا با وجود فراز و نشیبها و رخدادهای خاص حادث شده در نظام بینالملل، برتری خود را بهعنوان یک قدرت برترحفظ نموده که در فهم صحیح برتری آمریکا، علاوه بر مدنظر قرار دادن توانایی آن، شناخت رویههای حاکم بر دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی آن کشور میتواند موثر باشد. طرحریزی و اجرای سیاست خارجی در هر کشوری بر عهده افراد و گروههایی است که در تجزیه و تحلیل سیاستگذاری خارجی آن کشور ناگزیر به شناخت آن افراد و گروهها هستیم. ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم بهعنوان قدرت برتر در نظام بینالمللی متاثر از تواناییهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، گستردهترین و فعالترین سیاست خارجی را در بین کشورهای دنیا دارا بوده و در بیشتر نقاط جهان به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم حضوری فعال داشته است و این حضور گسترده مستلزم یک دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی قوی بوده که در این نوشتار تلاش شده تا عناصر و منابعی که در شکلگیری چنین سیاست خارجی نقش موثری داشتهاند مورد بررسی قرار گیرند.