تحلیل زوال هژمونی ایالات متحده در نظام جهانی بر پایه مخارج نظامی آن در خاورمیانه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

پژوهشگر مهمان مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه

چکیده

یکی از مولفه­های تعیین­کننده بقای دولت هژمونیک در چارچوب نظام جهانی سرمایه­داری،  پویایی­های اقتصاد سیاسی میلیتاریستی دولت هژمون است. چنین می­نماید حجم بودجه دفاعی و مخارج نظامی در عملکرد دولت هژمون از حیث کمی و کیفی اثرات آنتاگونیستی و ساختاری دارد. این مسئله در دوره بلند مدت بر پایه قانون بازتولید گسترده منفی یک جنبه سلبی دارد که در افول نیروی هژمونیک در مقیاس بین­المللی پیامدهای خود را آشکار می­نماید. در این راستا تعین یافتن هژمونی ایالات متحده در سیکل دوم هژمونیک با افزایش تصاعدی مخارج نظامی آن برای کنترل نامحدود بر هندسه ناموزون نظام جهانی همراه شد. چنین می­نماید این مسئله به­ویژه در عصر پسا شوروی در منطقه خاورمیانه ابعاد پیچیده و گسترده­ای پیدا کرده است. به کلام دیگر تلاش ایالات متحده برای کنترل امپریالیستی مستقیم بر قلمرو هارتلند خاورمیانه بخش عظیمی از منابع انسانی، لجستیکی و مالی پنتاگون را در برنامه‌های سلطه بلامنازع بر جهان مستهلک نموده است. نکته تامل برانگیز در اهمیت تحلیل این مسئله فشارهای تصاعدی اقتصادی ناشی از حضور ایالات متحده در خاورمیانه بر نظام سرمایه­داری استثنایی آمریکایی است که بر عملکرد و موقعیت هژمونیک آن در نظام جهانی اثرات منفی پیش­رونده تحمیل می­نماید. پرسشی  که می‌توان در این راستا مطرح کرد به رابطه مستقیم افول هژمونی آمریکایی و مخارج هنگفت حضور نظامی آن در خاورمیانه مربوط می­شود. به کلام دیگر حضور نظامی ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه از حیث کمی و کیفی چه تأثیری در افول قدرت هژمونیک آن در نظام جهانی دارد؟ مقاله حاضر تلاش دارد بر بنیاد ترسیم یک الگوی ترکیبی از نظریه هژمونیک جیوانی آریگی و نظریه پل کندی درباره رابطه معکوس افول قدرت و نفوذ جهانی هژمون و افزایش هزینه­های میلیتاریستی پرسش مطرح شده را واکاوی نماید.

کلیدواژه‌ها