شکل‌بندی رفتار سیاست خارجی آمریکا بعد از جنگ سرد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دکترای روابط بین‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

چکیده

سیاست خارجی آمریکا بر اساس رهیافت‌های متفاوتی تبیین شده است. هر یک از نظریه‌پردازان تلاش دارند تا بر اساس قالب‌های نظری و مبانی تفکر خود سیاست خارجی آمریکا در دوران بعد از جنگ سرد را تبیین نمایند. مفروض مقاله به این موضوع اشاره دارد که بسیاری از کشورها به­عنوان بازیگران اصلی و مستقل فعالیت ‌می‌کنند و نقش رهبری فعالیت‌های سیاسی خود را بر عهده دارند‌، در‌ حالی‌ که محور اصلی رفتار هر بازیگری به­ویژه قدرت‌های بزرگ همانند آمریکا مبتنی بر متغیرهای مربوط به توان و قدرت ملی است. آمریکا از یک سو تشکیل­دهنده قطب اصلی نظام گذشته بین‌الملل و نظام بعدی آن است و از سوی دیگر قدرتی است که خود تحت تاثیر تحولات ساختاری در نظام بین‌الملل قرار گرفته است‌. این دیدگاه ممکن است حاوی نظریه­ دوری بنماید اما همان­طور که والتز می‌گوید ساختار نظام بین‌الملل بدون خواست و اراده قدرت‌های بزرگ شکل نمی­گیرد، بنابراین در یک نظام آنارشیک قدرت‌های بزرگ که در پی تامین امنیت و منافع خود هستند و شاید به طور واضح در پی شکل­گیری ساختار خاصی نمی‌باشند. پرسش اصلی مقاله آن است که «چرایی و چگونگی رفتار سیاست خارجی آمریکا بعد از جنگ سرد دارای چه ویژگی‌هایی بوده است»؟ فرضیه مقاله بیانگر این واقعیت است که «سیاست خارجی آمریکا مبتنی بر نشانه‌هایی از ناسیونالیسم آمریکایی و توهم لیبرالی جهان‌گرا می‌باشد». در تبیین این مقاله از رهیافت ساختارگرای مرشایمر استفاده می‌شود. روش تنظیم مقاله نیز بر اساس تحلیل داده و تحلیل محتوا بوده است.

کلیدواژه‌ها